کد خبر:50452 تاریخ انتشار : 1395/7/15-12:15:28
دغدغه های یک جوان دانشجوی کارآفرین؛
کمک کردن پیشکش! سنگ جلوی پایمان نیاندازید
این روزها تمام دغدغه دولتمردان این شده است که می خواهیم از تولید ملی حمایت کنیم و پا به پای اقتصاد مقاومتی، اقتصاد کشور را از وضعی که دچار آن هستیم و رکودی که کمر تولیدکنندگان را شکسته، نجات دهیم. تمام این حرف ها در جای خود و زمانی که به بار بنشیند و عملیاتی شود، بسیار عالی است.
لینک کوتاه http://tabriz.bso.ir/id/50452
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی از آذربایجان شرقی؛ این روزها تمام دغدغه دولتمردان این شده است که می خواهیم از تولید ملی حمایت کنیم و پا به پای اقتصاد مقاومتی، اقتصاد کشور را از وضعی که دچار آن هستیم و رکودی که کمر تولیدکنندگان را شکسته، نجات دهیم. تمام این حرف ها در جای خود و زمانی که به بار بنشیند و عملیاتی شود، بسیار عالی است.

اما ما به سراغ یک جوان تبریزی رفته ایم که بسیار از دولتمردان تدبیر و امید گلایه مند است و تمام حرفش این است که چرا حرف ها و شعارهایشان را عملی نمی کنند.

امین مولانا، دانشجوی کارشناسی ارشد برق دانشگاه تبریز، یکی از میلیون ها جوان کشورمان است که هم اکنون می خواد آستین هایشان را بالا بزند و کسب و کاری به راه بیاندازد، تا هم خود را به همه ثابت کند و هم قدمی برای کشورش بردارد.

در ادامه گفتگوی کوتاه ما با وی در مورد گلایه هایش  را می خوانید:

من دانشجوی کارشناسی ارشد برق در دانشگاه تبریز هستم. به واسطه یکی از دوستان کمر همت بستیم تا کارگاه تولیدی راه بیاندازیم که برای اولین بار در کشور به راه انداخته می شد. کارگاه نوقا، همان نوقایی که در تبریز خودمان هم تولید می شود ولی این بار با فناوری جدید که تکنولوژی آن در کشور بلژیک می باشد.

اتفاقی که می خواستیم رقم بزنیم یک کار انحصاری است و در ابتدا پشتوانه مان سخنان گهربار دولتمردانمان شد و اعتمادی که کردیم، اینکه می گفتند هر نفر می تواند با 10 میلیون یک کارگاه تولیدی راه بیاندازد، ما هم کمکش می کنیم! اما الان تمام حرف من این است که کمک پیشکش، لااقل سنگ جلوی پایمان نیندازند!

همین الان که با شما گفتگو می کنیم بیش از سه ماه است که دنبال کسب پروانه بهداشت هستیم اما هر بار ماموران با مراجعه به کارگاه یک ایراد می گذارند و می روند، آن هم ایرادهای بی موردی که فقط هزینه برایمان به جا می گذارد.
از شهریور ماه امسال نیز دولت مصوبه ای به دستگاه ها ابلاغ کرده است که کالاهای بدون سیب سلامت نمی توانند خرید و فروش شوند، یعنی هم اکنون مشکل ما دو تا شده است؛ کسب پروانه بهداشت و سیب سلامت!

گرفتن همین سیب سلامت هم برای خود پروسه ای چند ماهه است ولی اتحادیه حرف هایی به ما زد که تامل برانگیز بود، آنها می گویند در سازمان غذا و دارو، آدم هایی دارند که با دریافت 600 هزار تومان می توانند یک سیب سلامت چهار ماهه به ما بدهند!

همین الان ما مکانی را اجاره کرده ایم که ماهی یک میلیون و نهصدهزار تومان با پیش پرداخت 15 میلیون تومان، باید اجاره دهیم، حتی از موقع اجاره مکانی با قیمت پایین نیز ایراد گرفتند که باید مکانی که اجاره می کنیم، زیر 80 متر مربع نبوده و مجتمع تجاری باشد!

همه این سنگ اندازی ها و فیلترهای دست و پاگیر باعث شده است عزمی که سه ماه پیش کرده بودیم جزم نشود و صدقه سر اعتمادمان به حرف های دولتمردان که هر جا می نشینند می گویند حمایت از تولید ملی از برنامه های اولویت دارشان است، هنوز یک گران هم دشت نکرده ایم و نتوانسته ایم کاری از پیش ببریم و تمام اجناس و مواد اولیه ای که برای شروع کار تهیه کرده ایم سه ماه است که در یک گوشه از کارگاه مانده است و زمان چک های خرید این مواد اولیه نیز به امید اینکه می توانیم کار کنیم و جایشان را پر کنیم، رسیده!

وقتی من با این کسب و کار می توانم 10 نفر را به طور مستقیم درگیر کار کنم و 30 نفر نیز به صورت غیرمستقیم بتوانند از بیکاری در بیایند، چرا این همه سنگ اندازی می شود، چرا فقط شعار می دهند و وقت عمل که می رسد می گویند: کی بود، کی بود، من نبودم!
تمام هم و غم من که دانشجوی جوان کشورم هستم، خدمت به مردم سرزمینم و به راه انداختن چرخ های تولید ملی بود ولی این شرایط حال حاضر من است.
من خودم می توانستم به واسطه پدر مشغول به کار شوم و قید همه دغدغه هایم را بزنم ولی نخواستم چون ایرانی ام و می خواهم کشورم پیشرفت کند.
شما بگویید، دردمان را به چه کسی بگوییم؟

عوض اینکه دولت جلوی ورود جنس قاچاق به کشور را بگیرد، می آید به تولید ملی فشار می آورد که بدون سیب سلامت حق خرید و فروش در شهری که تولید هم صورت می گیرد ندارید!

تمام حرفم این است، اگر می خواهید از تولید ملی حمایت کنید لطفاً سنگ جلوی پاهایمان نیاندازید و به جوانان سرمایه در گردش بدهید و به آنان اعتماد کنید، خود شما که در راس دولت قرار گرفته اید، روزی جوان بوده اید، پس کاری کنید که جوانان نیز به شما اعتماد کنند، نه اینکه هر وقت حرفی زدید، بگوییم حرف بوده و شعار و نه چیزی بیش از این!
نظرات
نام:
ایمیل:
* کد امنیتی:
* نظر: