کد خبر:63460 تاریخ انتشار : 1395/11/4-13:20:17
حجت‌الاسلام رسایی در جمع فعالین دانشجویی تبریز؛
تا زمانی که در ارزش‌ها وحدت شکل نگیرد،وحدت در روش‌ها میسر نخواهد شد
نماینده پیشین مردم تهران در مجلس گفت: روحانی بدشانس ترین سیاستمدار ایران است، برجام شکست خورد، ترامپ پیروز شد و آقای هاشمی هم فوت کرد. فلذا پشتوانه‌ای برایش نمانده است.
لینک کوتاه http://tabriz.bso.ir/id/63460

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی آذربایجان شرقی ، حجت‌الاسلام حمید رسایی در حضور جمعی از فعالین دانشجویی تبریز با اشاره به اینکه یکی از تفاوت های جنگ نرم و سخت، محرمانه هاست؛ اظهار داشت: پایه و اساس جنگ سخت مراعات محرمانه هاست، اما پایه و اساس جنگ نرم دانستن حق مردم است اما این پایه برای برخی ها ناراحت کننده است، برخی گفتن ها هزینه هم دارد ولی باید میدان مین باز شود.

وی اضافه کرد: در انتخابات مردم و توده های خاکستری و کسانی که درگیر چالش‌های جریانی و فکری نیستند، تحت تاثیر خواص هستند، گروههای مرجع، مثل دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و ... بر توده های عمومی تاثیرگذارند؛ برای مردم چپ و راست معنی ندارد.

نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: مردم وقتی از نظام خدماتی مشاهده نمی کنند، طبیعی است که در مواقع انتخابات پای کار نباشند. در مناطق جنوب شهر تهران ۲۰ درصد کاهش رای و ۲۰ درصد افزایش رای در شمال تهران داشتیم، طیفِ مردم پایین شهر مشکلات را ناشی از جریانات نمی‌بینند و منشا آنها را در کلیت نظام می دانند.

رسایی اذعان داشت: ۲۰ - ۲۰ درصدهای خواص جریانات مختلف معمولا ساختارهای فکری آنها ثابت است، ۶۰ درصد مابقی مردم معمولا در ساعات و روزهای پایانی تصمیم به رای دهی می‌کنند. جریانات سیاسی مثل توربین از مردم رای جمع آوری می کنند، دگراندیشان و رای‌های سیاه شبکه‌های اجتماعی را در اختیار دارند.

وی بیان داشت: جریان انقلابی هنوز در ورود یا عدم ورود به شبکه‌های اجتماعی درگیرند، درحالی که حضرت آقا هم توییتر دارند، هم اینستاگرام و هم کانال تلگرامی. فعلی ولی، مقدم بر قانون است و بچه‌های حزب‌اللهی باید به شبکه‌های اجتماعی فعلی ورود کرده و به صورت جهادی کار کنند و یارگیری انجام دهند؛ اگر کار در شبکه های اجتماعی را بلد نباشیم و یا درگیر حواشی عمرتلف کن باشیم، پس افسرجنگ نرم نیستیم.

نماینده سابق مردم تهران در مجلس گفت: وحدت زوری در روش ها با گزینه‌های انتخابی جریان انقلابی سازگاری ندارد، تا در ارزش‌ها به وحدت نرسیم در روش‌ها به وحدت نخواهیم رسید. بچه‌های حزب اللهی با مشاهده‌ی لیست‌های صوری سرگردان می‌ماند، این روش‌ها توربین یارگیری و رای گیری از مردم را نمی چرخاند. 

رسایی خاطرنشان کرد: یا زنگی زنگ، یا رومی روم؛ بچه‌های حزب اللهی می فهمند و نمی‌توان با آنها پادگانی رفتار کرد. در انتخابات تهران وقتی دیدم جریان اصولگرا برای چسباندن پوستر، کارگر استخدام کرده، من فاتحه انتخابات را خواندم. لیست جریان اصولگرا در انتخابات تهران متناقض بود و جریان حزب اللهی شهر را قانع نکرد؛ برخی از افرادی که در لیست جریان اصولگرا بودند، خون به دل انقلاب گذاشته بودند.

وی متذکر شد: رکود حاکم، دولت فشل و رفتارهای سیاسی متناقض از جریان اصولگرا مردم را از پای صندوق‌های رای دور کرد. مردم عادی می‌فهمند که تورم بهتر از رکود است، اما دولت فعل و انفعال اقتصادی را از اساس به مذاکرات گره زد و در نهایت رکود رفع نشد. دولت فعلی مثل دولت‌های قبلی، سعی کرد با دوگانه سازی مردم را در تقابل هم قرارداده و بخشی از آراء خود را افزایش دهد.

صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه 9 دی اظهار کرد: اصلاح‌طلبی و اصولگرایی از سال ۷۷ شروع شد، درحالی که شعار خاتمی در سال۷۶ قانون گرایی بود، سال ۷۷ برخی ها به دنبال اصلاح برخی موارد قانون اساسی و اصول انقلاب بودند و به تبع آن جریان اصولگرایی شکل گرفت. مصاف های سیاسی از اول انقلاب با تقسیم بندی‌های متعددی مواجه شده است و هر کدام استمراراً به نوعی اسم عوض کرده‌اند.

حجت‌الاسلام رسایی ابراز داشت: مردم طبیعتا بین دین سخت و آسان، دین آسان را انتخاب می کنند. پیش نیازهای جریان اصلاح طلبی این بود که توهم توطئه را در جامعه بگستراند. در سال ۷۶ مردم از ترس سیاست‌های آقای هاشمی به سبد خاتمی اضافه شدند. بعد از ۷۷ آقای صانعی را مرجع دین آسان، و حجاریان را به عنوان منبع رسانه‌ای دین آسان انتخاب کردند. در مقابل آقای مصباح و حسین شریعتمداری را منابع دین سخت القا کردند که دوگانه دین سخت و آسان تا کنفرانس برلین ادامه داشت. کار بزرگ آقای لاریجانی این بود که کنفرانس برلین را در رسانه پخش کرد و مردم فهمیدند که این دوگانه، دوگانه دینی و بی دینی است.

وی تأکید کرد: احمدی نژاد هم دوگانه سازی کرد، مهمترین دوگانه سازی وی در سال ۸۴ مردم و اشراف بود. اگر بنا بر ایرادگیری ادبیات احمدی نژاد باشد، امام(ره) هم بکارگیری کرده بود. مردم در سال ۸۴ بازهم برای فرار از هاشمی در سبد احمدی نژاد وارد شدند، مردم خدمات ملموسی در این دوره دیدند و در سال ۸۸ یک دوگانه حقیقی شکل گرفت. در سال ۹۲ آقای روحانی خود را یک چهره وجیه مرضی الاطراف نشان داد؛ روحانی یک چهره سفید بود و کارنامه ای نداشت، مردم از چهره های اصولگرا یک چهره منتقد دولت وقت مشاهده کردند.

نماینده مردم تهران در مجلس هشتم و نهم افزود: روحانی در سال ۸۲ سانتریفیوژ را مضر می‌دانست، اما در سال ۹۲ فهمید که برای مردم انرژی هسته ‌ی مهم است و شعار هم سانتریفیوژ هم اقتصاد را انتخاب کرد و موفق شد با القای دوگانه تحریم-ضد تحریم پیروز انتخابات شود. سه تحریم از شش تحریم اصلی هسته‌ای مربوط به دوران آقای لاریجانی بود اما بعدها منتقد دولت وقت شد. 

رسایی تصریح کرد: باید به این سوالات پاسخ داد که روحانی در سال ۹۶ بدنبال کدام دوگانه خواهد رفت و دلیل منع احمدی نژاد از حضور در انتخابات چه بود؟ منظور رهبری از عدم شکل گیری دوقطبی، دوقطبی انقلابی - غیرانقلابی نبود، رهبری از تقابل مردم با یکدیگر حذر دارند. حضور احمدی نژاد در انتخابات دو قطبی احساسی شکل می داد و دولت هم مشتاق چنین فضایی بود. در فضای احساسی، کسی به عملکرد دولت نمی پرداخت؛ عملکردی که بر اشرافیت دامن زد و رکود را حاکم کرد. دوگانه ای که روحانی در سال ۹۶ خواهد ساخت تحریم نیست، دوگانه روحانی، دوگانه جنگ و صلح خواهد بود.

وی تأکید کرد: مگر آقای روحانی با برجام وعده رفع تهدید نظامی را نداده بود؟ پس چرا رفع نشد؟ اتفاقا هرموقع دولت‌ها بزدل و ترسو بودند، آمریکایی ها تهدید کرده‌اند. اگر دولت فعلی ادامه پیدا بکند احتمال وقوع جنگ زیاد است. آقای هاشمی میاندار بود و اختلافات نیروهای خود را رفع و رجوع می کرد، فوت ایشان کار را برای آقای روحانی سخت تر خواهد کرد. روحانی بدشانس ترین سیاستمدار ایران است، برجام شکست خورد، ترامپ پیروز شد و آقای هاشمی هم فوت کرد. فلذا پشتوانه‌ای برایش نمانده است.

نماینده پیشین تهران در مجلس عنوان کرد: کسی اصولگراست که تکلیف مدارانه عمل می‌کند، آیا جریانات سیاسی حاضر ظرفیت تعیین تکلیف را دارند؟ رای اکثریت و تجمع اشخاص نامدار صرفا تعیین تکلیف نمی‌کند، این موارد زمینه‌های نیل به یقین و تکلیف است. باید شاخص تعیین تکلیف برای مردم معرفی شود، منبع تعیین تکلیف در اصولگرایی واقعی ولی فقیه است. 

رسایی اظهار داشت: ولی فقیه مواقعی می‌خواهد و می‌تواند تکلیف موضوعی را معلوم کند، مواقعی هم هست که نمی‌خواهد و یا نمی‌تواند تعیین تکلیف کند. در مواقعی که ولی فقیه نمی‌خواهد مصداق تعیین کند، شاخص تعیین می‌کند. در اینصورت در تعیین مصادیق توسط افراد، اختلاف ایجاد می‌شود که این اختلاف مقدس است. منبع تعیین مصداق اگر قدرت باشد و تکلیف نباشد، سیستم پادگانی حاکم می‌شود که سیستم پادگانی بدنه بز صفت می‌طلبد و جامعه رشد نمی‌کند. 

وی متذکر شد: اختلاف ایجاد شده در سیستم، تکلیف‌گرایی تقابل ایجاد می‌کند و باید حل شود. ما بر اساس یقین باید انتخاب کنیم اما در کار باید جمعی عمل کنیم؛ این دو چگونه قابل جمع است؟ راه جمع یقین و کار جمعی این است که برای جریان حزب الله باید مدل اقناع حاکم شود ولی در جریان اصولگرایی پادگانی عمل می‌کنند و شعار تکلیف مداری می دهند و این اثربخش نیست. 

مدیر مسئول هفته نامه 9 دی گفت: قاعده صالح مقبول و یا دفع افسد به فاسد خلاف اصل است و اصل نیست، با این قاعده هیچگاه انسان اصلح به حاکمیت نمی‌رسد و شاید در این فضا به فردی مثل یزید هم رای داده شود. خروجی عمل دائمی به خلاف اصل ثقیفه است، البته در مواقعی این خلاف اصل را می‌توان قبول کرد. در مواقعی که دو گزینه‌ی مورد نظر لب مرز مبانی انقلاب حرکت نکنند؛ راه و اصول انقلاب را نباید قربانی مصادیق لب مرزی کرد.

نظرات
نام:
ایمیل:
* کد امنیتی:
* نظر: