کد خبر:74219 تاریخ انتشار : 1396/3/23-10:36:18
آتـــش به اختیـــاریـد؛
این قانون همان سال 57 صادر شده بود/ معیاری برای تمیز دادن اصل و فرع/ یعنی برای مشکلات باغ معروف آستین بالا بزن
روح الله رشیدی می نویسد: این فرمان، تازه نیست. همان سال ۵۷ و حتی پیش از آن صادر شده بود. و بسیاری قله‌ها با همین فرمول فتح شد. اگر تا حالا نمی‌دانستیم، لابد دچار اختلال در تشخیص بودیم.
لینک کوتاه http://tabriz.bso.ir/id/74219

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی آذربایجان شرقی ،  فرمان آتش به اختیار رهبری به دانشجویان، واکنش جمعی از دانشجویان و فعالین فرهنگی تبریز را در پی داشته است که به ذکر نمونه هایی از آن می پردازیم

 

معیاری برای تمیز دادن اصل و فرع

رضا شیبانی اصل(شاعر و فعال فرهنگی تبریز) می نویسد: وقتی قرارگاه های فرهنگی در تشخیص اصل از فرع دچار اختلال شدند شما #آتش_به_اختیار ید.

این جمله ای ست از رهبری در دیدار با دانشجویان که بحث های فراوانی برانگیخته است و عده ای مغرضانه با نقل کلمه ی تقطیع شده ی آتش به اختیار در حال سمپاشی  هستند. در حالی که مرور جمله ی کامل نشان می دهد #آتش_به_اختیار مورد نظر رهبری ،  یک مقوله ی سخت  و خودسرانه نیست.

در نص صریح صحبت آقا ، حوزه ی فرهنگ مطرح شده است. یعنی اینکه وقتی سیستم اصل را رها کرد و به فرع پرداخت شما اصل را فریاد بزنید و اصل را مطالبه کنید.
بدیهی ست که رهبری هیچ گاه مجوز رفتارهای سخت و خودسرانه نداده و نخواهد داد.
 

این قانون همان سال 57 صادر شده بود

روح الله رشیدی: آنها که اهل #اقدام و عمل به تکلیف‌اند، سالهاست که آگاهانه و بی‌توجه به فراز و فرود و شل‌کن سفت‌کنیِ ساختارها کارشان را می‌کنند. اساساً چنین قاعده‌ای را در درس‌های نخستینِ انقلابْ آموخته‌اند. اینها هیچ‌گاه اقدامِ مقدور و مقدر خود را در عرصه‌های متنوعِ نیاز جامعه، مشروط به اشاره‌ و اجازه‌ی ساختارها نکرده‌‌اند. همواره با درکی روشن از اولویت‌ها، بی‌اعتنا به آمد و شدِ دولت‌ها یا وجود و ‌عدمِ پول و ‌پَله، در اندیشه‌ی پیش بردن آرمانهای انقلاب بوده‌اند.
بهانه‌جو‌ و غُرغُرو نبوده‌اند. دلسرد نشده‌اند. اگر راهی مسدود شد، در جستجوی راهی دیگر رفته‌اند. 
هیچ‌گاه نگفته‌اند چون قرارگاه‌ها و سازمان‌های اصلی، راکد و معلق و تعطیل‌اند، پس تکلیف از ما ساقط است؛ اتفاقاً آن‌وقت بار بیشتری بر دوش کشیده‌اند.
خلاصه؛ آنها که ذوق کرده‌اند از #آتش‌_به_اختیارِ رهبری، اگر تا امروز دست روی دست گذاشته بودند تا از پشت بلندگو فرمان بشنوند، قطعاً جزو همان دسته‌ای هستند که  باید در قبال رکود و قعود و بطالت و تنبلی پاسخگو باشند.
این فرمان، تازه نیست. همان سال ۵۷ و حتی پیش از آن صادر شده بود. و بسیاری قله‌ها با همین فرمول فتح شد. اگر تا حالا نمی‌دانستیم، لابد دچار اختلال در تشخیص بودیم.

 

حامد خسروشاهی: #آتش_به_اختیار یاد این جمله #شهید_بهشتی است:
"در این انقلاب آنقدر کار هست که می توان انجام داد بی آنکه هیچ پست، سمت، حکم و ابلاغی در کار باشد"
 

آتش به اختیار یعنی برای مشکلات باغ معروف آستین بالا بزنی 

غلامرضا سیفی: #آتش_به_اختیار یعنی؛ وقتی دستگاه های دولتی و شهری منطقه ای را رها کنند، شما آستین بالا بزنی و برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی شان تلاش کنی!
#باغ_معروف
#سپاه_عاشورا
 

سهم ما از این اختلال کجاست؟

مسعود زین العابدین: بیانات دیروز مقام معظم رهبری، در محور فعالیت های فکری، فرهنگی و سیاسی دو گزاره اصلی داشت:
گاهی اوقات احساس می‌شود دستگاه‌های مرکزی فکری و فرهنگی و سیاسی دچار اختلالند و تعطیلند.
چنانکه قرارگاه مرکزی اختلال دارد، شما افسران جنگ نرم، آنجا آتش به اختیارید.

از دیروز بیشتر اظهار نظرها، پیرامون محور دوم (آتش به اختیار) بوده است و من همچنان منتظرم آیا از بین این دستگاه های مرکزی مختل یا تعطیل کسی به روی خودش می آورد که چرا چنین اختلالی پیش آمده است؟! گویا کسی خود را مخاطب این عتاب قرار نداده است.
آیا کسی چاره ای برای بیدار کردن آنکه خودش را به خواب زده است، سراغ دارد؟!
عمق فاجعه بیشتر از این حرف هاست که فقط دولت و دولتی ها را مخاطب این پیام بشناسیم. سهم ما از این اختلال کجاست؟

 

آتش به اختیارهای تاریخ معاصر

حسن عدالتی: در طول تاریخ؛ خاورمیانه آبستن حوادث عجیب و خشونت باری بوده و در تاریخ معاصر در برابر دیدگانش صدام، رژیم اشغالگر قدس، طالبان، القاعده، وحوش تکفیری و داعش را دیده است. وحوشی که مردم عادی را به خاک و خون می‌کشند و برخی از آنان در دل قرار ملاقات دارند با رحمت للعالمین!

زهی خیال باطل..جوامع جهانی و نهادهای مدعی حقوق بشر نهایتاً محکوم می‌کنند و مرد همواره نگران سازمان ملل فقط بلد است محکوم کند و ابراز نگرانی و پول مفت بگیرد و برای خودش به چرخد.

توازن قدرت در منطقه با حضور قدرتمند محور مقاومت امکان تحرک برای صهیون‌ها را نمی‌داد تا فتنه خوارج دوباره سر برآورد. البته از جیب خاندان‌های باقیمانده از نسل ابوسفیان‌ها. چند کشور ناتوان عربی به همراه ترکیه و اردن دست در دست هم دادند تا بشکنند این توازن و آرامش را و به نیت خود نجات دهند امت عربی را از نفوذ ایران!

صهیون‌ها، القاعده و تکفیری‌هایی را که کمترین خطری برایشان نداشت را بر علیه محور مقاومت شوراندند. البته از جیب آن حضرات با پول‌هایی که بوی نفت میداد..دواعش و تکفیری‌ها تاختند و کشتند و غارت کردند و خشونت را همچون اجداد خوارجیشان به بهانه‌های صد من یه غاز به نهایت رساندند. لیک سخت است فهمیدن منطق این مردمان عنود و کج‌فهم را.

غرب آسیا در حال نابود شدن بود و لازم شد تا جوانان دیروز و امروز باز لباس رزم بر تن کنند و بتازند همچون مالک بر قلب فتنه. به حرمت دو بانوی مدفون در شام نامشان را نهادند مدافعان حرم...فتنه‌ای دیگر به پا شد در داخل مرزهای ایران‌زمین، دواعش داخلی و روشنفکرنماهای وطنی شدند مخالفان این مدافعان حرم و هر چه توانستند آماج حملات خود قرار دادند این بی ادعایان شیردل را.

صاحبان و ناقلان شعار نه غزه نه لبنان بهانه‌ای نو یافته بودند و سوریه را هم افزودند بر این دو!

یک نادان روشنفکر از سر بلاهت گفت که باید برگردند این شیران و هزینه جنگ را خرج جنگیدن با ریز گردهای خوزستان کنند! و نادانی دیگر گفت که اینان مدافعان دیکتاتور اسد هستند!

نادان اول قطعاً می‌دانست که ردیف بودجه نظامی ربطی به بودجه سازمان محیط‌زیست ندارد و هزینه‌های جنگ برای دور کردن این وحوش از مرزها و جلوگیری از ورود آنان به خاک کشورمان بود! اگر باید مبارزه کرد با ریز گردها وظیفه آن بر عهده دولت است نه سربازان! و ضعف مدیران خود را با فرافکنی توجیه نکند. نادان دوم را هم که قالوا سلاما سلاما.

البته فرض را بر حماقت گذاشتم ولی با دقت به سوابقشان موضوع خیانت هم قابل‌بررسی است! خیانت به اتهام حمایت پنهان از این وحوش. مدافعان حرم، همچون شیر غران در نبرد اما مظلوم در وطن تحت آماج تهمت‌های و توهین‌های سبابین، مغرضین و منحرفین! و فضای مجازی مملو از اهانت‌ها و تهمت‌ها.

اما شیران بی‌اعتنا جنگیدند و جنگیدند.

وحوش از کنار مرزهایمان و از قلب عراق تا مرزهای سوریه عقب رانده شد و قریب 70 درصد خاک سوریه آزاد شد درحالی‌که فرماندهان ارشدشان در قلب میدان نبرد هنوز سلاح بر دست نگرفته بودند و هنوز حتی لباس رزم هم بر تن نداشتند. چراکه حریفی دندان‌گیر در برابر خود نمی‌دیدند و موطنشان در آرامش بود و امن! پس چه نیاز به لباس رزم؟

حوادث تروریستی تهران  شقی دیگر را نمایان کرد در بحبوحه درگیری‌های تهران تمامی فرماندهان ارشد حتی سردار جعفری هم خود را به قلب حادثه رساندند و برای اولین مردم دیدند که سردار پاکپور لباس رزم بر تن و سلاح بر دست ایستاده است!

چه شد؟ در جنگ با وحوش داعشی تاکنون حاج قاسم لباس رزم بر تن ننموده اما در قلب تهران فرمانده ای هم‌رده با او سلاح بر دست با لباس رزم آماده جنگیدن است؟

حاج قاسم بدون لباس رزم و سلاح بر دست می‌تازد و بر قلب فتنه می‌زند و فقط اخبار فتح از حضورش در همه عالم می‌پیچد اما آن برادر دیگر در قلب تهران لباس رزم بر تن و سلاح بر دست است؟

چه شده؟..مفهوم این تفاوت پوشش در این است که فرماندهان به ما می‌گویند ما سپر بلای ملتیم. آنجا که می‌جنگیم آسوده‌ایم که در خاک وطنمان مردم در حال زندگی عادی خودند اما اگر احساس نمودیم گلوله‌ای به سمت یک بی‌گناه در خاک کشور شلیک شد این سینه سپر بلای شماست! حتی اگر بر ما تهمت ببندید...

فریاد این تفاوت پوشش برای ملت این بود که بگذارید بنوازند ما را به تیر کنایه، و شماتت کنند شماتت کنندگان ولی ما سربازان این بوم و خاکیم، می‌شنویم؛ صبر می‌کنیم اما یک‌لحظه از دفاع شما غافل نمی‌شویم!

این شرافت سربازی و غیرت دینی و ملی مدافعان حرم و سپاهیان ماست...

این روزها می‌گذرد بازهم بعضی‌ها فراموش می‌کنند حوادث را؛ اما آنان همچنان بلاگردانان ملت‌اند!

آن نادان (و شاید خائن) امروز گفته مردم در برابر تروریست‌ها یکپارچه‌اند! مردم سال‌هاست یکپارچه‌اند اگر امثال ایشان بگذارند...

در انتها لازم است به آن کاندیدای ریاست‌جمهور یادآور شویم که یک معذرت‌خواهی برای تکه‌پرانی‌هایش علیه سپاه به این بی ادعایان جان‌برکف بدهکار است.

تاریخ قاضی بی‌غرضی است، مراقب گفتار و رفتارمان باشیم. حق را ببینیم و حق بگویم که اگر نبینیم و نگویم با لگد وحوشی مثل این‌ها از خواب غفلت بیدار می‌شویم.

رهبری فرمودند برای جنگ نرم و روشنگری، آتش_به_اختیار و این عنوان دل نوشته‌ای بود که نگاشته شد.

نظرات
نام:
ایمیل:
* کد امنیتی:
* نظر:
آخرین اخبار
سردار بلالی، معاونت هماهنگ کننده قرارگاه پدافند هوایی خا...
سردار خرم با بیان اینکه جهان بینی انقلابی دانشجویان باید ...
مسئول بسیج دانشجوی استان آذربایجان شرقی گفت: امسال حدود ۸...
نویسنده کتاب نورالدین پسر ایران در ادامه از سخن گفتن و اد...